نامه ای خطاب به عزیزانی که در زندان های اوین و رجایی شهر اعتصاب غذا نموده اند
در وصف شرافت و شجاعت شما همین بس که در چنگال دژخیم همچنان استوار و راسخ مانده اید و دست از مبارزه نمی کشید ، ضحاک خوب میداند که با چه دلاورانی از نسل کاوه طرف است و بدین سان تمارض به نابینایی و ناشنوایی میکند تا وانمود کند که هیچ اتفاقی رخ نداده و هیچ صدای اعتراضی در جامعه نیست و بر خلاف چشم و گوشش ، دستان چرکینش زخم بر دل آزادی خواهان میزند و روزی نیست که عزیزی از جمع ما به مار های روییده بر دوشش تقدیم نکند . از ندا و سهراب تا هاله و صابر.
درود بر شرفتان که چشم خود را همانند دیگران بر جنایات ضحاک نبستید و با شجاعت تمام جان بر کف گرفتید و دست به اعتصاب غدا زدید تا جهانیان را از این جنایات ضحاک آگاه نمایید.
درود بر شرف و شجاعت تان ای کاوه های امروز وطن من ، براستی که بیرق رسوایی ضحاک در دستان شماست
و من شرمسارم از شما زیرا جواب شجاعت ها و جان نثاری هایتان این نامه وبلاگی نیست ، ما اگر گوشه ای از شجاعت ها و ایثار شما را داشتیم امروز می بایست که در های اوین و رجایی شهر را میشکستیم و شما را از بند ضحاک می رهانیدم اما چکنیم که پازل شجاعت ما دو قطعه بزرگ کم دارد ، دو قطعه ای که ضحاک آنرا از ما ربوده و در گنجه خود پنهانشان کرده ، دو قطعه تاثیر گذار در شکل گیری اتحاد سبزمان که بارها در طی این مدت میلیون ها نفر از ما را به هم رساندند و بار ها ما را تا چند قدمی آزادی شما و میهن سوق دادند.
ولیکن هر کس در این برهه از تاریخ تکلیفی دارد:
نخست ضحا ک که در تمام اعصار تاریخ تکلیفش مشخص بوده ، هیچ ضحاکی با مخالفانش اهل گفتگو نیست او برای بقای خود خون می خواهد ، آن هم خون کسی که اهل قلم و فکر است . پس تا سقوط نکند به مرام کثیفش پایبند است.
و شما نیز که با صبر و استقامت خود ما را روز به روز بیشتر به سمت آزادی سوق می دهید و هر روز با صدای رسا تر بر کوس رسوایی ضحاک می کوبید و این بانگ آزادی خواهی شما حتی از پس دیوار های بلند زندان نه تنها بگوش ما بلکه به گوش تمام جهانیان می رسد ما از شما هیچ نمی خواهیم جز اینکه عمر عزیز و فکر گرانبهای خود را برای فردای آزادی میهن حفظ نمایید.
و ما ، ما سربازان بیشمار و بی نام و نشان جنبش که در تمام این دوران گوش به فرمان آزادی خواهان و پیشگامان جنبش بودیم و هر روز و با هر فراخوانی همانند شما جان بر کف گرفتیم و در حضور دژخیمان ضحاک قد علم کردیم و با دستان خالی به مبارزه پایان ندادیم و حتی پس از یکسال سکوت معنای واقعی آتش زیر خاکستر را به رخ مستبدان درنده خو کشیدیم و در بیست و پنجم بهمن باز هم به میدان برگشتیم تا نشان دهیم که جنبش سبز هرگز نمی میرد. آن قدر عطش مبارزه و ایستادگی داریم که هر روز بر خود نهیب میزنیم که تلاشمان کم است و چرا مانند برادرانمان در سوریه نیستیم و در حسرت بازگشت روزهای طلایی می سوزیم و میسازیم . ولی باز هم تلاشمان بدین جا ختم نمی شود چونکه ما دو سلاح برنده دیگر نیز در دستانمان داریم که یکی قلم و ودیگری دوربین های موبایلمان است که با آنها صدای شما و خود را به گوش جهانیان میرسانیم و اخبار سانسور شده رسانه های میلی ضحاک را به عرصه جامعه می کشانیم و به مانند شما آنها را هر روز رسواتر از قبل می کنیم. آری ما خودمان میدانیم که باز هم کم است و رسیدن به آزادی هزینه ای گزاف تر از این را می طلبد و ما آماده این جنگیم.
و سران جنبش ، دو عزیز در بند میر حسین موسوی و مهدی کروبی که تا قبل از حصر هر چه داشتند به ما آموختند و چشم اسفندیار حکومت که همانا آگاه سازی مردم است را به ما نشان دادند و بارها حکومت ضحاک را با بیانیه ها و فراخوان های خود به چالش کشیدند و ذره ای کوتاهی و سازش از خود نشان ندادند .
درود بر مقاومت و شجاعتشان
ولی درد من نه از برای شما دربندان دلیر زندان های ضحاک است و نه سران جنبش و نه از ظلم ضحاک ، بلکه آنچه آتش به دل ما میزند سکوت و به بی راهه رفتن همراهان دیروز و موج سواران امروز جنبش است که چشم خود را بر خون های پاک شهدای سبزمان بسته اند و چشم به گفتگو و پیدا کردن راهی برای مذاکره با ضحاک دوخته اند که شاید به بهانه آرامش فضای ملتهب جامعه اندکی دیگر بر خون جوانان وطن موج سواری کنند.
آری کسانی که ما برایشان حنجره پاره میکردیم و به مخالفانشان می گفتیم که این جماعت از کرده دیروز روزگار خود پشیمانند و امروز در رکاب مردم و جنبش تلاش می کنند لیاقت بخشش دارند ولی گویی که سخت در اشتباه بودیم و آنها هر روز با سکوت و یا با اظهارات غلط و مغرضانه خود تیشه بر قلب ما میزنند . باشد که در فردا روز بتوانند برای این سکوت و اظهارات غلط شان عذری موجه داشته باشند شایــــــــــد که مردم و شهدا از قصورشان چشم پوشی کنند.
عضو کوچک ولی فعال جنبش سبز
میر علی سبزینه






دیدگاههای تازه